الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
93
الغدير ( فارسي )
كه آن را كسانى از گزارشگران آوردهاند همچون : ابن سعد در « طبقات » و طبرى در تفسير خود ج 21 ص 79 و بونعيم در « الدلائل نشانهها - ج 1 ص 6 » و ابن كثير در تاريخ خود ج 2 ص 307 و غزالى در « المضنون آنچه بايد دريغ داشت » كوچك كه در كنار « الانسان الكامل » چاپ شده - ج 2 ص 97 - و سيوطى در « الخصائص الكبرى ويژگىهاى بزرگتر ج 1 ص 3 » و زرقانى در نامهء روشنگر « مواهب بخششها ج 3 ص 164 » در داستان معراج نيز آمده است ( كه خدا به پيامبر گفت ) : « تو بنده و پيك منى كه از همهء پيامبران زودتر بيافريديم ( 1 ) و ديرتر برانگيختم » ( 2 ) و هم از او - درود خدا بر وى و خاندانش باد - رسيده كه گفت : « نخستين چيزى كه خدا بيافريد فروغ من بود . » ( 3 ) اين سخن ديگر را نيز چندان - با زنجيرههاى درست - از زبان پيامبر آوردهاند كه نمىتوان گفتار او - ( ص ) - ندانست ( 4 ) : « من آن گاه پيامبر بودم كه هنوز آدم ميان آب و گل بود ( 5 ) » يا « ميان روان و كالبد » يا « ميان آفرينش و دميده شدن جان در وى » « اگر تو نبودى نه پديدهها آفريده مىشدند و نه خاور و باختر هويدا مىگشت » و اين جا نيز سربسته سخنى را باز مىنمايد كه گروهى از راه پسر عباس
--> ( 1 ) بنگريد به پانويس ص 92 شمارهء 4 ( 2 ) از عيسى مريمى مؤخر بر عالم و آدمى مقدم ( سلمان ساوجى ) ( 3 ) ن - « السيرة الحلبية ج 1 ص 195 » ( 4 ) ن - « مجمع الزوائد گردآمدهء افزونىها ج 1 ص 71 » ( 5 ) صدرنشين او است در اين پيشگاه « كنت نبيا » بود آن را گواه بود ز رخ شمع نبوت فروز آب نديده گل آدم هنوز ( جامى )